ماه بیست و چهارم آترین به روایت تصویر . . .
ماه بیست و سوم آترین به روایت تصویر . . .
خمیر بازی و گل بازی . . .
اینجا اولین تجربه ی گل بازی شماست باهم آدمک و اسب و سنجاب و قو درست کردیم ولی آخرش همه رو خراب کردی الانم خنده و گریه ات قاطی شده چون من نذاشتم گل ها رو به سرت بمالی اینجا هم باهم آدم صورت درست کردیم، چپ مال مامان و راست مال آترین جونی عاشق قلقلی کردن خمیر بازی هستی و همش میگی : "مامان گردو شد" ...
ماه بیست و دوم آترین به روایت تصویر . . .
زمین بازی پارک فدک رو از همه جای بیشتر دوست داری مامان زهره و آترین میخوان برن دیدن آرمان پسر دختر عموی مامان خاطره نسبت به قبل بیشتر با عروسک بازی میکنی. اسم سمت راستی رو نازنین و سمت چپی عسل گذاشتی دومین دیدار تو با امیرسینا پسر عمه ی خوردنی مامانی همش میخواستی بغلش کنی و مثل عروسک باهاش بازی کنی ابهر باغ کلی آب بازی و خاک بازی کردی اینجا شما از اینکه ما از چیپست میخوردیم عصبانی شدی چیپست رو برداشتی تا تنهایی نوش جان کنی اینجا اولین تجربه ی چیپس خوردن شماست الهی من ف...
ماه بیست و یکم آترین به روایت تصویر . . .
آترین خانومی و خنده های دلبرانه دنیای بازی تئاتر "آدم برفی ها" اولش از آهنگش ترسیدی و گریه کردی ولی بعدش خیلی خوشت اومد و همش میگفتی برفی، برفی. جشن عروسی عمو عماد و خاله آرزو عزیز نسبت به قبل بهتر بودی ولی کلا ووروجکانه هات نمیذاشت منو بابایی دو دقیقه نانای کنیم راه رفتن لبه ی حوضچه های پارک فدک رو دوست داری البته بیشتر با باباییت شهر بازی تیراژه ووروجکانه های شبانه. . . اول در فریز رو باز میکنی و از ...








